<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کوله</title>
<link>http://kole.blogfa.com/</link>
<description>دفاع مقدس</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 28 Oct 2009 19:15:01 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فرمایشات روشن  رهبری در جمع نخبگان</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;رهبر انقلاب اسلامي،دردیداربا جمعی از نخبگان کشور با اشاره به روشن شدن تدريجي برخي حقايق خاطرنشان
كردند: ...واقعيت اين است كه نظام اسلامي درگذر از حوادث پرفراز و نشيب سي
سال اخير از جمله حوادث سياسي اخير، و به علت مقاومت در مقابل هجوم بي
سابقه، همه جانبه و مستمر قدرت‌هاي امنيتي - سياسي - رسانه‌اي و تبليغاتي
جهان، از نوعي مصونيت برخوردار و به مجموعه اي مستحكم و ضدضربه تبديل شده
است.
&lt;br /&gt;حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، توطئه‌هاي دشمنان ملت ايران را واقعيتي
انكارناپذير خواندند و يادآور شدند البته ممكن است كسي كه در داخل، محور و
هم جهت با اين توطئه ها قرار گرفته، خودش متوجه اين ماجرا نباشد اما اين
مسئله، واقعيات را عوض نمي‌كند.
&lt;br /&gt;ايشان، جنجال سازي و لفاظي را باعث پيچيده‌تر شدن مشكلات دانستند و
با اشاره به برخي مسائل قبل و بعد از انتخابات افزودند: آزادانديشي واقعي
با اقداماتي مانند ايجاد كرسي‌هاي آزادِ &quot;فكري - سياسي &quot; و معرفتي در
دانشگاه‌ها و بحث منطقي دانشجويان براي درك حق و حقيقت محقق مي‌شود.
&lt;br /&gt;حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بحث منطقي، جوگير نشدن و بي‌توجهي به
تشويق‌ها يا تعريض‌هاي دشمنان، شنيدن سخنان مختلف، آزادانه فكر كردن و
برگزيدن بهترين سخنان را مبناي پيشرفت حقيقي و عناصر آزادي واقعي دانستند
و تأكيد كردند: اگر غير از اين شد بايد منتظر حوادث و آشفتگي ها بود
همانگونه كه جنجال قبل از انتخابات به جنجال بعد از انتخابات منجر شد
بخصوص وقتي كه دست بيگانه هم در مسائل دخالت كرد.
&lt;br /&gt;حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، انصاف در انتقاد را ضروري دانستند و
افزودند: البته اگر صدا و سيما مي توانست واقعيات و پيشرفت‌هاي كشور را
بطور كامل، بدرستي و با هنرمندي منعكس كند، اميد نسل جوان به آينده و
خشنودي و سرافرازي مردم، به مراتب بيش از وضع فعلي بود اما بهرحال در
انتقاد از هر مسئله و دستگاهي بايد انصاف را هم در نظر گرفت.
&lt;br /&gt;حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، اصلي - فرعي نكردن مسائل را از جمله عوامل
غيرمنصفانه عمل كردن برخي مطبوعات خواندند و افزودند: البته مسائل فرعي
نيز كم اهميت نيست اما در حوادث پس از انتخابات، اصل انتخابات و حضور
پرعظمت و نصاب شكن مردم، مسئله اصلي و بقيه مسائل فرع بود اما عده اي با
بي انصافي بگونه اي ديگر عمل كردند.
&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;5&quot; face=&quot;georgia,times new roman,times,serif&quot;&gt;رهبر انقلاب اسلامي، زير سئوال بردن اصل انتخابات را بزرگترين جرم
خواندند&lt;/font&gt; و با انتقاد از بي توجهي برخي به اين جرم افزودند: همان فرداي
انتخابات عده‌اي بدون دليل و استدلال، آن انتخابات عظيم را دروغ خواندند
آيا اين جرم كمي است.
&lt;br /&gt;ايشان افزودند: دشمن هم از اين بي انصافي حداكثر استفاده را كرد و در
داخل هم عده اي كه از اول با نظام اسلامي موافق نبوده‌اند با توجه به صحنه
گرداني و ميدانداري برخي از عناصر خود نظام، فرصت را مغتنم شمردند و آن
حوادث پيش آمد.
&lt;br /&gt;رهبر انقلاب اسلامي با اعلام برخي مسائل پشت صحنه، به دادن پيغام به
عناصرصحنه گردان در اولين ساعات پس از انتخابات اشاره كردند و افزودند: در
همان ساعات اول به آنها پيغام خصوصي دادم كه شما در حال شروع برخي مسائل
هستيد اما ديگران از آن ها سوءاستفاده مي كنند و شما نمي توانيد ماجرا را
كنترل كنيد و همانطور هم شد. در حاليكه كساني كه وارد عرصه سياست مي شوند
بايد مثل شطرنج بازِ ماهر، حركات و تغييرات بعدي عرصه را نيز محاسبه و پيش
بيني كنند.
&lt;br /&gt;حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به سخنانشان در نماز جمعه پس از
انتخابات افزودند: ابتدا پيغام خصوصي و نصيحت لازم داده شد اما وقتي انسان
ناچار مي شود برخي مسائل را علناً نيز ابراز مي‌كند.
&lt;br /&gt;ايشان با اشاره به مخالفت و خط زدن شعار مرگ بر اسرائيل و مرگ بر
امريكا در برخي حوادث اخير سئوال كردند: معناي واقعي اين مسائل چيست؟
&lt;br /&gt;حضرت آيت‌الله خامنه‌اي همچنين مواجهه كردن مجموعه‌اي از مردم با
نظام و كشور را آنهم در حاليكه اين مجموعه، صادقانه و بدون سوءنيت وارد
ميدان انتخابات شده بودند، خلافي بزرگ دانستند.
&lt;br /&gt;ايشان درباره انتقاد از رهبري نيز خاطرنشان كردند: البته انتقادها هم اكنون نيز بيان مي‌شود و بنده هم آنها را دريافت مي‌كنم...
&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 19:15:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شال سبزوجامه سبز</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;اگرنتوان برخی معادلات درروابط را با اسناد اثبات کرد امابه راحتی می توان با چیدن ونظم دادن مشاهدات واتفاقات همچون جورچین در کنارهم به لایه های پنهان آن پی برد. شهادت نورعلی  شوشتری قطعه جورچینی است که در کامل شدن واقعیت خیلی این روزها به کارما خواهد آمدواین تصویر بی شک حکایتگر برخی موازنه های برهم زننده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;حرکت سبزی که قرار بود با ادعای دروغ کشته شدن ۷۲نفر، با حادثه عاشورا مقایسه شود قیاس مع الفارق گشت.جریانهایی که امروز در سایه برخی ساده دلان دم از اتحاد می زنند از یادشان رفت که چگونه اقلیت های مذهبی را به جان هم می انداختند تا ماهی خود را از آن آب گل آلود صید کنند وچه خوب هم موفق شدند. هرچند سفر رهبری در کردستان برخی معادلاتشان را برهم زد اما نتیجه انتخابات در استان هایی باحضور اقلیت های مذهبی وقومی حکایت غریبی دارد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;آن پارچه سبز که تا دیروز ها نماد اهل بیت محمد بود وموجب همدلی وعشق ومودت ،این روزها ملعبه دست جماعتی شده است که شدیدا جریان رقیب را به پوپو لیست گرایی ومردم فریبی متهم می کنند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;کجایند عاقلان قوم ما تا استدلال دامادی آقای سبز را در استانی جهت اثبات تقلب از سوی همسرش ویار دیرینش را امٌلیسم بخوانند.چقدر سکوت این روزها گره از برخی امو می گشاید&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;روزگاری که موضع گیری برخی مردان سیاست شائبه های تشدید اختلافات قومی را دامن می زند حضور مردی سبز قامت به نام شوشتری در پر حادثه خیز ترین و حساس ترین نقطه مرزی ایران که چند سالی با کوردلی چند نفر شرور وآزموده سازمان های امنیتی آمریکا واسرائیل که با دلارهای آمریکایی ویوروهای اروپایی بمب را هر چند وقت به خانه های هم میهنان وهم کیشان خود هدیه می آورندجای بسی تامل وتدبر دارد.کجا این دو در کنار هم با پارچه های سبزو جامه های سبز قابل قیاس است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;در این مرزو بوم کسانی از بهترین های خود می گذرند تا امنیت و همزیستی مسالمت آمیز را در دورترین  وکورترین نقطه مرزی به هدیه برند اما عده ای چندی است برای نون وآب سیاست، به آب وآتش تفرقه ودروغ متوسل می شوند تا در هرگوشه وبا هر چه که در توان دارند ،طرفة العینی با سایقه نفرت به آتش بکشندحتی سطل آشغالهای شهردار تهران را&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مردم ایران وتاریخ پهناور آن این خوش رقصی ودم تکانی برخی را برای دشمنان خودهیچ گاه فرا موش نخواهد کرد ومانند همه جریانهای تاریخی که چاکر مآبانه ومذبوحانه در خدمت غیر خودی بود ازآن به  تلخی یاد خواهد کرد.ان شاال... &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 18:21:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فقط همین یکی</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی سعی کردم تا بعد انتخابات چیزی ننویسم وفقط ناظر روند آن باشم .ناظر روندی که در دایره تعاریف انسانی نمی گنجد . چه رسد به مسائل اعتقادی.واقعا چه برسرما آمده .امروز کجای اعتقادات اسلامی ما رنگ باخته .این همه دوروغ ودوپهلویی برای چیست .برای چند سال خدمت یا...؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا در گفتار واعمال ما فراموش شده واعتقاد مقهور هوسرانی جماعتی که برای به کرسی نشستن، حتی ابایی از تخریب شخصیت امام  نیز ندارند.آنچه این روزها به کرات از به اصطلاح نزدیکان وخیشان حضرت امام در نقل قول ازایشان البته به صورت خیلی خیلی خصوصی ودرگوشی؟! می شنویم با آنچه خود به کرار با همین گوشهای خودفرمایشات حضرت امام را از صدا سیمامی شنویم ویا در صحیفه امام می خوانیم بسیار متمایز است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی زوداست که برای بازگشت به کرسی خلافت از حضرت امام ولخرجی شود.وبرای حق بودن خویش ویا رد حقانیت حریف به دروغ از ایشان مایع گذاشته شود. سرسختی امام نسبت به موضع تهاجمی اش درقبال غرب چیزی نیست که بادر گوشی گفتن به فلان مسئول از یادها برود وکمرنگ گردد.آنانی که امروز اشتباهات گذشته خود را (صد البت با وجود خدمات بسیارزیاد) به پای امام می نویسند شاید خود نمی دانند که دچار چه اشتباه بزرگی می شوندوچه علامت سوال بسیار بزرگی درذهن جوانان امروز می کارند . واقعا فکرکردند این دوگانگی در قول وعمل حضرت امام را که به عنوان شبهه در فکراین جوانان ایجاد کرده ند با چه معیاری باید ارزش گذاری وپردازش شود.جز اینکه دروحله اول انگشت اتهام به سوی حضرت امام اشاره خواهد شد وآیا منافعی را که با بی درایتی ازدست داده اند،باز یافت آن موقعیت ،ارزش این دروغ به اصطلاح مصلحتی  را خواهد داشت؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای تخریب شخصیت رئیس جمهور (البته اگر خیلی مسر باشیدکه ظاهر امر هم هستید)حتما راه هایدیگری وجود دارد فقط کافیست کمی تعمل کنید وصبر، مثلا همین موضوع سیب زمینی ویا آن یکی منظور همان ناهار دادن مردم برای کشاندنشان برای استقبال ویا حتی همین مسئله اخیر پرتقال های اسرائیلی واز همه مهمتر گزارش دیوان محاسبات در کسری بودجه و...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما آنچه احمدی نژاد در ژنو انجام داد موضوعی نیست که بتوان با دروغ از گفته حضرت امام برای رد آن کمک گرفت. حادثه ژنو بی شک در حمایت همان پابرهنگانی بود که امام داد عدالت خواهی شان را همه جا وهمه زمان سرمی داد.وهمیشه مسئله فلسطین را مسئله اول مسلمین جهان برمی شمرد گفتمان رئیس جمهور درژنو بی شک در ادامه گفتمان حضرت امام بودکه متاسفانه دربرخورد با این حادثه بسیار ارزشمند در کشور خودمان با توجه به فضای مه آلود کشور به جهت نزدیک بودن به انتخابات کمرنگ شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بیانات امام خمینی(ره)&lt;/STRONG&gt; در جمع اعضای هیئت دولت و نخست‌وزیر به تاریخ 16/6/60:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«در هر صورت، اين مسائل براى انقلابات هست كه آنهايى كه خارج و داخل ضرر ديده‏اند، بايد البته بد بگويند. ما نبايد متوقع باشيم كه اينهايى كه شكست خوردند و رفتند، براى ما خوب بنويسند. يا ما نبايد متوقع باشيم كه روزنامه‏هاى امريكا و كسان ديگر براى ما چيزهاى خوب بنويسند. خوب، آنها رفته‏اند از بين، منافعشان از دستشان رفته است... نبايد ما متوقع باشيم كه اينها براى ما مقاله‌ی خوب بنويسند. البته آنها بايد به ما فحش بدهند. اگر يك روزى اينها براى ما خوب نوشتند، آن وقت است كه ما مصيبت داريم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من يك وقتى اين كلمه را گفتم كه اينها نمى‏فهمند، اگر مى‏فهميدند، مى‏آمدند تعريف از فلان آدمى كه- مثلًا- پيش مردم يك ارزشى دارد، هى شروع مى‏كردند تعريف كردن. همين اسباب اين مى‏شد كه ارزشش از بين مى‏رفت. اگر بگين(نخست وزير وقت اسراييل) به ما فحش بدهد، ما ارزشمان شايد پيش مردم- اگر باشد- زيادتر بشود. به دولت ما بد بگويد بگين يا صدام يا ديگران كه در اين طريق هستند، آنها اگر به ما بد بگويند، من مى‏گويم خوب حق دارند.»&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 08:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;سال نوشد .دل من هم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;خیلی دوست داشتم مطالب وبلاگم هم نو بشه . مثل سال. مثل دلم .نشد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;لجم از این اراده کم رمق داره در می آد.بزار بیاد .شاید اونوقت کمی برا نوشتن هم فرصت داشته باشم چیزی که خیلی دوست دارم .اما هی نمیشه.اصلا بزار نشه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بی خیال ،خودم هم نمی فهمم دارم چی میگم.می دونم.شماهم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Mar 2009 17:28:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>40درصد اهدای امتیاز60درصد تخریب شخصیت</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;امان ازاین دوستیهای نابخردانه!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;این روزها خبری درفضای کشور پخش شده است مبنی براعطای ۴۰درصدی سهمیه ورود به دانشگاه برای بسیجیان فعال.عجب اقداماتی صورت می گیرد توسط این مسئولین.گاهی اوقات در خیرخواهی شان نیز باید شک کرد.باراین بی عدالتی را چه کسانی باید به دوش بکشند.برادرانمان درسپاه اقدامات غیر اصولی وغیر کارشناسی شان رادرحوضه بسیج که نتیجه آن دل سردی نیروهای بسیجی می باشد رابا چه چیز هایی قصد لا پوشانی دارند.واقعا دلیل این اقدام بی خردانه چیست؟ونتیجه آن چه خواهد شد ؟ باید این پرسش آقای کروبی از سردار فیروزآبادی که صراحتا در امرتبلیغ انتخابات شرکت کرده بود را بار دیگر به گونه ای دیگر پرسید؟&lt;FONT color=#000066 size=3&gt;ازدست این نوع کارهای ناشیانه وبی تدبیرانه سپاه به چه کسی باید شکایت برد؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;همین الان هم بسیجیان عزیزمان تن رنجورشان از نیش وکنایه های خودی وغیر خودی کم زخم برنداشته که این خنجر بر قلب شان فرونشست.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کمی درنگ برادران عزیز وذره ای تامل ،بیش از این هیچ از شما نمی خواهیم.داشتن کارت فعال بسیجی که این روزها نشانه بسیجی بودن ومعیار سنجش در این نهاد بسیار مقدس وپر ارزش شده است،چگونه وبا چه معیارهایی داده می شود؟!از پشت کوه  نیامده ایم که ندانیم دراین کارت صادر کردن ها وبذل وبخشش ها جز کاغذ بازی های مرسوم چیز دیگری وجود ندارد.اگر نیت تان بسیجی کردن آحاد مردم است .راه را به خطا رفته اید نه فقط امروز ودر این مورد بخصوص ،خیلی زودتر ازاینها راه تان به بیراهه کشانده شده است و از آن بی خبرید.برای جذب نیرو ی بسیجی، بیشمار راه های دیگر وجود دارد که شما با چشمان بسته وتوانی خسته وانگیزه ایی نداشته واندیشه ای پینه بسته هیچ وقت به آن پی نخواهید برد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به درستی چه را ارتکاب به چنین خطای بزرگی ؟که جبران آن بسیار دشوار است!کدام بسیجی دلسوز است که باراین اهانت بزرگ را بتواند به دوش کشد؟!وچه تدبیری دراین بی تدبیری نهفته است که چنین اقدام نابه جایی را توجیح می کند؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به اختصار آسیب های این طرح رادرذیل بیان می کنم که بی شک با مطالعه ورسدبیشتر  این طرح خصارت های بیشتری را از آن می توان عنوان داشت:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ورود جماعتی منفعت طلب در بسیج برای دریافت چنین امتیازاتی&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اتهام به عدم توانایی تحصیلی بسیجیان &lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سرازیر شدن موجی از نیش وکنایه های بیشمار در دانشگاه ها وجامعه &lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;لطمه جدی واساسی به کنکور سراسری واجحاف به داوطلبان غیر بسیجی&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;     ...&lt;/STRONG&gt;     &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Feb 2009 09:03:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از یه دوست</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;صدای دریافت پیام گوشی همراه ام، من وحول داد به طرف گوشیم: (به ایمیل ات یه سر بزن دوتا مطلب گذاشتم.)محمد ترابیان بود.دوسه روزی گذشت تا باکس ایمیل ام رو باز کردم ومطالب رو خوندم .جالب بود می ذارم تو پست تا کسی دل اش خواست بخونه خالی از لطف نیست.&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        &lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.google.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;www.google.com&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;       بر روي دکمه Emag كليد مي كنيم&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;       مستطيل Serch فعال شده است&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;       Alt وctrl را با هم مي فشارم و تايپ مي  كنم&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        «مسلمان»&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      تصاوير يكي يكي بالا مي آيند&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      كعبه، مدينه، نجف، كربلا ، ... قدس&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      ملك عبدال. طنطاوي، مبارك، بن لادن و ... &lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      صفحه 1و2و3و...&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      دروغ، دروغ، دروغ&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      كلافه شده ام از اين همه دروغ&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      كلام كلمه را جستجو كنم تا راستش را بگويد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      اسلام، قرآن، وحدت، ... برادر&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      آري&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      «برادر»&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      Enter&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        1ـ ملك عبداله الله با بوش شراب مي خورد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        2ـ مبارك با ليوني دست مي دهد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        3ـ عرفات دستان آلبرايت را ماچ مي كند&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        4ـ طنطاوي شيمون پرز را دعوت كرده است&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        5ـ جلال طالباني رايس را مي بوسد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        6ـ سعودي ها با بوش مي رقصند&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        7ـ امير قطعه قطر باليوني مي خندد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        8ـ محمود عباس با   دست مي دهد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        9ـ عبداله اردوني كنار ملكه اليزابت نشسته است &lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        10ـ الازهر به سمت طاويب سجده رفته است&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=291&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        11ـ دفتر تحكيم روزنامه «كارگردان» را با «هـا.آرتص» آشتي مي دهد.&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        و...............&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;     واي اين چه كابوسي است كه مي بينم&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      «11برادر، برادر كوچك خود را به چاه مي اندازند &lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;     ومن فرياد مي زنم وا محمدا&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;     تو امروز همان يعقوبي&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      و فلسطين يوسف توست كه به چاه مي افتد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      چه دروغگوي بزرگي است اين googel        «برادر» بايد Delde شود.&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      ببینیم«gaza»چه دارد که بگوید&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;        Enter&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      گلوله، آتش، خون و ...&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      مادر، اشك، موشك و ...&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      شعار، راهپيمايي، فرودگاه و ...&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      هنيه، سيد حسن، احمدي نژاد، و ... و چاوو&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      يكي دستان يوسف را مي گيرد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      نمي گذارد به درون چاه بيفتد&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      تو اينجا چه مي كني «چاوز»&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      اين همه در صفحه «برادر» گشتم و پيدايت نكردم&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      نه همان بهتر آنجا نبودي&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;       تو آنجا حيف مي شدي&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      اما اينجا، در صفحهgaza   &lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      شيپورها را نواخته اند.&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      و مردها مشخص شده اند&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      مي داني كه، اين روزها مرد كم پيدا مي شود.&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      نفت، مردانگي خيلي ها را كشيده است.&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      برادرها، خواهر شده اند&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;      اما خوشحالم هنوز مي توانم مثل قبل تورا صدا بزنم&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;       «برادرم، چاوز»&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SUP&gt;  ---------------------------&lt;/SUP&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مصاحبه با دی جی حاج کربلایی ...&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;&lt;B&gt;با&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;سلام،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ميشه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;براي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خوانندگان&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خودتون&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;رو&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;معرفي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كنيد؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;ما نوكر و همه بَروُبچ سينه زن و زنجير زن و طبل زن و علم كش ، نوكر همة ديوانگان حسين، سگ بين الحرمين ... جواد هستم. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;خوب&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;! &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بگيد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مداحي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;رو&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آغاز&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كرديد؟&lt;/B&gt; واله، ننمون مي گفت‌« از همون وقتي كه به دنيا اومدي صدات خيلي خوب بود و گريه هات با بچه هاي ديگه فرق مي كرد» تو بچگي هم كلاً خوانندگي رو خيلي دوست داشتم ولي بعد چند وقت ديديم هيئت بيشتر حال مي ده. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;ميشه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بگيد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;فعلاً&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كارتون&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چيه؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;فعلاً روزهامون تو قهوه خونه مي گذره و شبهامون توي هيئت &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;پس&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;درآمدتون&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;رو&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;جوري&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آريد؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; خدا رو شكر اين سفره هميشه پهنه، شبها يه دو سه جايي مي ريم نوكري مي كنيم. بستگي داره نوكري در چد حد باشد. روضة خالي 100 هزار تومن، روضه با سينه زني مفصل 200 هزار تومن، مولودي 75 هزار تومن ، نرخ ها متفاوته. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;اين كارت خدمتتون باشه زنگ بزنين با هم راه ميايم. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;توي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بعضي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اشعاري&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خوانيد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;عنوان&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كرديد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حسين&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;الهي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;زينب&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;الهي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;هستيد؟&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اين&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;صحت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;داره؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;اين بحثش مفصله و بايد خيلي عارف باشيد تا بفهميد، ببينيد خدا سر جاشه و كاري به خدا نداريم ولي اگه دقت كنيد حضرت ارباب حسين خودش كار خدايي مي كنه و او اونقدر بزرگه كه مقام خدايي داره. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;پس&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گيد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اون&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نمازي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;امام&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حسين&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ظهر&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;عاشورا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خوند&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;برا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خوند؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;گفتم كه خدا سرجاشه، ما هم نماز مي خونيم ولي امام حسين هم بنده خداست و هم خداست، اصلاً شما نمي فهمي اين حرفه ها رو ديوونه هاي حسين مي فهمن. مثلاً بچه هاي هيئت خودمون &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;به&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نظر&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;شما&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;قيام&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اما&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;م&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حسين برا چی بود&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.&lt;/B&gt;  &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;خوب معلومه ،ما از خودمون نمی گیم از روایات می گیم ،امام حسین رفت قيام كرد و شهيد شد تا ما بنشينيم و براي آقا گريه كنيم و سينه بزنيم . اصلاً همة هدف جهان خلقت همينه كه براي امام حسين گريه كنيم. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;بگذريم،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بعضي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;علما&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;به&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;سبك&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ها&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آهنگ&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;هايي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;شما&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خونيد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گير&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دادند&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گفته&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اند&lt;/B&gt; &lt;B&gt;كه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آهنگ&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;هاي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مبتذل&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;غربي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خونيد&lt;/B&gt;. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;بابا ول كن اين ملاها رو ... اصلاً به اينها چه رابطي داره ... اينا بياين سخنراني بكنن و برن، ديگه چيكار به ما دارن ... اصلاً اين اهنگ باعث جذب جووون ها مي شه و خيلي ها بخاطر همين آهنگ ها جذب هيئت مي شن. اصلاً تو عالم عاشقي و ديوونگي اين حرف ها معنا نداره. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;* &lt;B&gt;نظرتون&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مورد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;قمه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;زني&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چيه؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; ببينيد عزيز من ... آخوند و به قول شما فقيه نبايد كاري به اين كارها داشته باشه. اينها كار عشقه و ديونگي اصلاً هر كاري كه براي امام حسين باشه، خوبه، حتي اگه خون آدم ريخته بشه اين خون كاملاً پاكه. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; &lt;B&gt;به&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نظر&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;شما&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يك&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;هيئتي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خوب&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كسيه؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt; يك هيئتي خوب بايد خوب گريه كنه و بتونه حداقل 2 ساعت سينه بزنه، 30 دقيقه هر وله كـنه (البته با اوسين اوسين). نوكرها بايد خوب تمرين كنند تا خانم ازشون راضي باشه. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;چيزي كه خيلي مهمه اينه كه عزيزان قليون رو فراموش نكنند، حداقل قبل هيئت 2 ساعت قليون واجبه. &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;&lt;B&gt;متشكريم،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اگه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;صحبت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ديگه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;داريد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بفرماييد؟&lt;/B&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SUB&gt;&lt;SUP&gt; همه روز و همه شب بنده در اين زمزمه ام                &lt;/SUP&gt;&lt;/SUB&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;سگ بين الحرمين پسر فاطمه ام &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SUP&gt;واق واق &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL dir=rtl&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SUP&gt;هیچ تغییری تو متن ندادم .&lt;/SUP&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SUP&gt;مسولیت نوشته فوق متوجه من نیست بلکه با نویسنده اونه &lt;/SUP&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Feb 2009 08:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمی شاعری</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff3300&gt;&lt;STRONG&gt;به خاطر عندلیب&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;از قطعنامه ها دو سال بزرگ تر بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;از غزه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو روز کوچک تر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تازه به حر ف آمده بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما هنوز نام خود را نمی گفت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با آن که بابا را می گفت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شمع را می گفت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و غزه را ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیشب شب تولد او بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که برق نبود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پدر به آسمان اشاره کرد و گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الان شمع ها روشن می شوند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و شد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در خانه شمع نبود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگرچه کیک خنده مادر بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پدر گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به خاطر تو می زنند عندلیب!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خندید...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مغازه های غزه بادکنک نداشتند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مغازه های غزه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی شمع می سوختند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- بابا ! ماه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- ماه را کلاه سرت خواهم کرد دخترکم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- بابا ! ستاره...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- دارند به جشن تولد تو می آیند ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببین چه گونه راه می روند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوباره فشفشه ای روشن شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با فسفر سفید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پدر فریاد زد : به خاطر خدا نزنید...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مادر می خواست فوت کند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که کیک خنده اش خونین شد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تنها در چشم های دخترک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو شمع کوچک می سوخت...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ازغزوه؟!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Feb 2009 17:29:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازخوانی یک خاطره</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3300&gt;آنجا که خودمان را می سپاریم دست شهدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال اولی که رفته بودم منطقه هیچ وقت از ذهنم پاک نمی شود.شده بغضی که هرچند یکبار گلویم را چنگ می زند وگاهی هم قطره اشکی می ستاند وخیلی زود می رود تا به امید زود آمدنش لحضه شماری کنم.موقع برگشت ازمنطقه نشریه فکه را از کیوسک روزنامه فروشی شهرقم خریده بودم اولین بارم نبودکه فکه را می خریدم اما پس ازآن شماره مشترک شدم وبعدها هم دومرتبه با این موسسه همسفر منطقه شدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی رسیدم به خانه نشریه را دربرابرم گشودم وبا ولعه خاصی شروع کردم به خاندن، نمی دانم چند بار خندیدم ویا چند بار گریه کردم اما وقتی از خاندن آن دست کشیدم دیگر به اذان صبح چیزی نمانده بودوهمینطور ازصفحات نشریه.حال که به آنروزها وحس وحال آن خوب فکر می کنم با خود می اندیشم دیگراز آن روزهای پرشورواحساس وآن آرمان های پاک وبکر چیزی جز خاطره برایم باقی نمانده که آن را هم غنیمت دارم.امروز خواندن دوباره نشریه فکه ویا نشریه ای با چنین ژانری شاید هرگز به مذاقم خوش نیاید چون امروزم با آنروز فاصله بسیارداردوآن گونه قلم زنی را در حاله ای ازشعار زدگی تصورمی کنم.به حتم امروز  خواندن نشریات تحلیلی وتخصصی در حوزه مبانی شناسی... بیشتر مورد توجه ام است.اما هیچ گاه لذت خواندن آن سطوررا ندارد.واقعا دلم برای آن لحظات تنگ شده است.اماآن شب درمیان آن مطالب بیشمار مصاحبه ای با یک دختر مسیحی همه توجه ام را به خودش جلب کرد.مصاحبه ای که بعدها بارها وبارها آن راازدرون ذهن کنجکاوم کاویدم ولغت به لغت اش رابرای خود تکرار کردم وباز هم از تکرار چندباره آن سیر نشدم.همین چند روزه پیش این مصاحبه دوباره به خاطرم پاگذاشت آشفتگی ذهن مرا آراسته کرد.به دلم افتاد تاآن رابه وبلاگم اضافه کنم تا هروقت آن راباز می کنم یکبار دیگر...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برحسب اتفاق این مقاله امروز دریکی از وبلاگ ها توجه ام رامتوجه خودش کرد وآن عهدرابه یادم آوردم گشتم تا متن کامل مصاحبه را پیداکردم وباز هم شروع به خواندن اش کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکه: ضمن تشکر از اینکه درخواست ما را برای مصاحبه پذیرفتید، لطف کرده و خودتان را معرفی کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علمدار: من « ژاکلین ذکریای ثانی » 18 سال سن دارم و در حال حاضر نیز پس از اینکه دیپلم گرفتم، در کنکور هم شرکت کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکه: حالا که مسلمان شده اید، چه اسمی را برای خودتان انتخاب کرده اید؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علمدار: البته من لیاقت این نام را ندارم، ولی دوست دارم اسمم « زهرا » باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکه: پس اجازه بدهید شمارا زهرا خطاب کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علمدار: ممنون هم می شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکه: خب زهرا خانم، اگر می شود مقداری درباره وضعیت زندگی خودت و اینکه چطور شد مسلمان شدی تعریف کن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علمدار: راستش من از یک خانواده مسیحی هستم و در مورد دین اسلام هم اطلاعات چندان زیادی ندارم. همین قدر که توی کتابهای درسی نوشته بودند می دانم و بس. وقتی هم وارد دبیرستان شدم از لحاظ پوشش و حجاب وضعیت مطلوبی نداشتم که بر می گشت به فرهنگ زندگی مان. توی کلاس ما دختری بود به اسم « مریم» او حافظ 18 جزء قرآن کریم است . نمی دانم چرا، ولی از همان اول که دیدمش توی دلم جاگرفت...&lt;FONT color=#006699&gt;&lt;FONT color=#003333&gt;(بقیه درادامه مطلب)&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Feb 2009 08:51:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از پوشه نظرات</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شرحی برنظریه دوست&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اجازه بدهید انقلاب را در دولت خلاصه نکنیم چون به این شکل بی شک انقلاب را بسیار محدود کرده ایم واین یعنی بی توجه بودن به بنیاد فکری این پدیده شگرف درصده اخیر به نظر من انقلاب ودولت دو مقوله سوا ازهم می باشد هرچند مرکز فکر وایده انقلاب وحتی ضربان های قلب آن فعلادر دولت جمهوری اسلامی قرار گرفته ولی مخاطبینی که انقلاب برای آن طراحی شده ودرحال پیاده سازی است بسیارفراتر از دولت جمهوری اسلامی است وبهتراست بگویم کل کره خاکی را فرا گرفته است.به نظر شما تاثیر رسانه در ارائه هرچه بهتر درصدور وتاثیر گذاری آن چه میزان است؟که مطمئنا می گویید بسیار زیاد. وباز هم سئوال بعدی. آیا تئوری کلی ونظارت بر این ابزار نافذ را باید چه کسی به عهده بگیرد؟ اگرپاسخ شما متولیان فعلی به معنی واقعی کلمه -دراینجا منظور تئوریسین های آن است. نه بر گزار کنندگان جشنواره که اگر هم همه زور خود را بزنند حتی نمی توانند اکران فیلم (درباره الی... )رابا وجود سند ومدارک منطقی در تشخیص عدم نمایش آن را اجرا کنند- آن می باشد که بهتر است بگویم این جماعت وقتی مبانی اولیه این انقلاب را به درستی درک نمی کنند ومهمتر ازهمه هیچ برنامه ای برای دمیدن دوحی دوباره در جان این سینمای را ندارند چگونه می توانند در انجام این رسالت بزرگ موفق باشند.&lt;BR&gt;منظور از دولت در تعریف ابتدایی من  مغز متفکر این انقلاب است که فعلا در دولت خلاصه شده است وتاثیر آن را در این چهار سال در دنیا دیدیم وبهتر از پیش درک کردیم که چه میزان مردم دنیا وبه تبعه دولتهای آنان  بر تصمیمات وحتی سخنرانی مسئولین آن تاثیر پذیر است اما در تمام این اتفاقاتی که این چند سال افتاد سینمای ما چه نقشی داشت ؟!آن بخش از خدومانی که به آنچه شما اشاره کردید، تابه امروز چه کرده اند؟! از صراحتم معذورم از اینکه خاستید هندوانه زیر بغل این زحمتکشان بگذارید تشکر می کنم این سیاستی است که دولت ومسئولین به آن متوسل می شوند وچاره ای دگر ندارند اما ما که در مقام ناگذیر نیستیم تا از این کاه کوه بسازیم وبه آن دلخوش کنیم.&lt;BR&gt;اگر فکر می کنید ساخت فیلم مسیح و مریم ویوسف وهمچنین همین اخراجی ها کمکی به راهبرد این انقلاب می کند سخت در اشتباهید به نظر من این گونه فیلم ها دستاوردش برای سازندگان آن (با همه احترامی که به آنان قائلم )یک نوع فرار رو به جلو است.نه اینکه ساخت اینگونه فیلم ها بیهوده است اما این به مثابه سیاستی است که جریان های روحانی مذهبی ما دردوران قبل از انقلاب در مقابل آن سیاست های کاملا تحاجمی امام داشته اند وبه جهت ترس از طاغوت سازش وگرفتن تنها امتیاز ناچیزی بسنده می کردندواین تفکرانفعالی رادر آن مقطع عاقلانه تر می پنداشتندمابرای اینکه ادعا ی داشتن سینمای انقلاب داشته باشیم باید درکارنامه ما از آژانس شیشه ای ها پر باشد البته منظورم نگاه سازنده آن است  با موضوع های متفاوت.اما چه شد که به این سرعت این جریان که می رفت تا انقلابی در عرصه سینمای ما ایجاد کند مسکوت ماند .پس چه شد آن دیالوگ های نافذی که هرکلمه اش پژواک طنین امام بود ومی نشست بر قلبها ودر پایان چون ابر از دیدگان سرازیر می شد.&lt;BR&gt;درست است افتخار همه هنرمندان ما ،قدم زدن روی فرش قرمز جشنواره برلین نیست وهم درقاب دوربینهای هالیوود قرار گرفتن، اما فکر کنم شما زیاد با سینما وتاکیدمی کنم بالاخص سینمای فاخر؟!ما مرتبط نیستید-الحمدالله، بی شک از غصه های شما کم می شود-آنچه که من به آن اشاره می کنم اکثریت قاطع آن است .&lt;BR&gt;از کبوتر غریب چیزی شنیده ای می گویند ول اش کنی تا بپرد، سر از بارگاه امام رضا(ع) در می آورد که به اصطلاح به آن می گویند کبوتر جلب حرم امام هشتم  وبی ربط نیست بگویم این جماعت حکم همان کبوتران را دارند که جلب سینمای غرب اند کافی است ولشان کنی .&lt;BR&gt;من به هیچ وجه به هنرمندان متعهد مان توهین نمی کنم اما درمقام مقایسه کجا قابل قیاسند.&lt;BR&gt;اما از کناراین واقعیت ساده نگذریم  که ما درزمینه نقد ونقادی وضع مان بسیار بهتر است که این خود نیز قابل اهمیت است .اما دریابیم سینمااین طفل نا آگاه را که به سوی نا کجا آباد شتابان است. &lt;BR&gt;سخن به درازا کشیده وآن را کوتاه کنم.&lt;BR&gt;قبلا هم گفته ام با دولتی بودن هرچیز مخالفم! اما هنر وفرهنگ مقوله حساس تری است .اینجا دیگر بحث ضرر چند صد ملیاردی ویا بیشتر نیست وهمچنین شکننده شدن روابط دوکشور ،بالاخص شرایطی که ما در آن هستیم  یعنی درحال ارائه الگوی یک زندگی برپایه تعالیم اسلامی وایرانی به جهان سراپا مشتاق ومحتاج برما ایجاب می کند در پی سامان دهی برخی حوزه ها بالاخص سینما باشیم البته با توجه به چشم اندازهای ارائه شده توسط دولت انقلابی؟!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Feb 2009 07:13:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به جهانی نیازمند وبه نانی قانع</title>
<link>http://kole.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;پس از گذشت ۳۰ سال سینمای ما درکدام گوشه از انقلاب حضوردارد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وظیفه سینما دردنیای امروز مشخص است ورسالت اش تعریف مشترکی در همه جای دنیا دارد.حداقل در مبانی کلی آن.واین امر درکشورهای توسعه یافته ویا درحال توسعه دارای نمود بیشتری است.به عنوان نمونه سینمای پرآوازه هالیوود،جایگاهش در نظام اجتماعی ینگه دنیا بیشتر نقش مکمل سیاستهای داخلی وخارجی آن رابازی می کندوحتی سیاستهای کلی وپاره ای اوقات جزعی اش هم دربیرون از هالیوود ودرمحافل سیاسی وامنیتی آن تعریف می شود وکاملا موازی با اهداف این دولت گام برمی داردوبه درستی به عنوان یک ابزار محکم وپیش رودر دستان سیاستمداران آن ایفای نقش می کند.امروز چه کسی می تواند مدیریت مستقیم سازمان سیا را بر این قول رسانه ای دنیا انکار کند.واگر این چنین باشد باید سر از درون برف برآورد تا دنیا وحقیقت های بارزش را به درستی بنگرد.البته مسلما این امر مختص آمریکا نیست ودر همه جای دنیا، حداقل کشورهای مدعی پیشرو چنین است واین هم بی شک امری درست است ونقطه قابل تامل در استفاده این ابزار نافذ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما واقعا سینمای ایران در کدامیک از پارامترهای استراتژی ایران وهم تراز وموازی با کدامین اصول ومعیارهای انقلاب گام برمی دارد؟نقش سیاست وامنیت دراین سینما چه اندازه است؟ایا سینمای ایران تمایل به ایفای نقش در این توسعه وبازسازی جهانی دارد؟واگر این چنین است توانایی انجام این کار راهم داراست؟ونیز این سوال مطرح است که گردانندگان سینمای انقلاب چه کسانی هستند؟دولت یا...؟!اگردولت است، پس چرا میان اهداف این دو این همه فاصله است ؟سینما امروز نه به ساز دولت که بی شک به آهنگ جماعتی می رقصدکه باید عنوان مافیای قدرت  برآن نهاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مافیای قدرتی که از آشفته بازار سالهای نخست انقلاب وهمچنین جنگ سود بسیارجست ومدیریت غیررسمی والبته انحصاری آن رابه دست گرفت.وهیچ کس از خود نپرسید، قدرتی که خود راتنهاقیم قانونی سینما می داند و حتی حاظر به تقسیم گوشه ای از آن به غیرنیست که چنان چنته بر این حیوان ضعیف ونحیف انداخته ،برطبل که می کوبدو اشک از چشمان که می ستاند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انقلاب شدوبعد مدتی کوتاه جنگی ناخاسته بر ما تحمیل شد.وفرصت بازسازی وبهسازی بسیاری ازحوزه های این انقلاب دراولویت های چندم قرار گرفت،پس از فروکش کردن آتش شعله های بیشمار تازه دست هایی ناپاک رو شدوسینما پرشده بود ازاین دستان نا آشنا ،چنان توانا شده بودندوقدرتمند، که قطع کردن آن ممکن نبود .این قول هزاردست قلدرانه برآن دست می یازید وهرکه با او درمی افتاد ور می افتاد .نمونه های بیشمار ی از جریاناتی که تلاش کردند تا انقلاب به تاخیر افتاده سینمای مارا تسریع بخشند- اما هرچه می شد انگار کار دشوارتر می شد-رابیاد می آورم.اما همه همت این دلسوزان وخیرخواهان سینما که قوت فکری شان از این انقلاب تعمین می شوددراین سی سال باتحقیر وتوهین ان جماعت بی ثمر بود . اما مردان انقلاب همچنان درستیزند.تاشاید روزی سینمای این انقلاب نیز انقلابی شود. فریادهای کارگردان تازه کار سینما را که سال گذشته هنگام دریافت جایزه برترین فیلم اش( البته از نگاه تماشاچیان) ناباورانه از سیاستی ناآشنا درپس مدیریت این سینمای ضد دولتی خبر می داد،هنوز در گوش مان طنین انداز است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به باور بسیاری سیاست های سینمای ما در داخل این انقلاب طراحی نمی شود بلکه منشوری از بایدها ونبایدها یی است که به عنوان چهارچوبه عملکرد به آن اعمال می شود وخیلی ها هم ازاین سرمشق غیر بومی مشق ها می نویسند بدون آنکه ازمفهوم آنچه که می نویسند آگاهی داشته باشند.آنچه دردانشگاه های سینمایی ما به دانشجویان،دیکته می شود همان سیاه مشقی است که هالیوود وغرب برای سینمای خود نوشته. البته این یکی فقط درمورد سینما ی ما جاری نیست بلکه در خیلی از حوزه ها قابل مشاهده است. سینمایی که فیلم های اش به دلایل متعددی چون مسائل اخلاقی ،سیاسی،امنیتی و...در تلویزیون قابل اکران ونمایش نیست.وازجمله افتخارات اش صادر کردن بازیگران دست چندمی به سینمای هالیوود است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خوشبختانه ما درغیر حوزه سینما به نتایج قابل توجه ای دست یافته ایم .هرچند آنچه هست دربرابر آنچه که بایدباشد ناچیز است اما شروع بسیار خوبی است که سیر سعودی خوبی دارد.مثلا در زمینه شعر،داستان ورمان،کتاب وغیره اما سینما به عنوان ابزاری پیشرو وموثرتر پس این همه سال موفق نبوده است که به حداقل سهم خود دربرقراری ارتباط با مخاطبان محدوداش دست پیدا کندوهرسال کم فروغ تر از سال پیش به راه خود ادامه می دهد.-تمایلی به ذکر این نکته ندارم اما به راحتی نیز نمی شود از آن باچشمانی بسته عبور کرد.-این سینما نه اینکه به خود باوری نرسیده است بلکه راه خود فروشی(؟!)را با شتاب بسیار درپیش گرفته است.سینمایی که متولیان دولتی آن جزبرپایی جشنواره هایش سهم دیگری درآن ندارندوهرچه به آن رنگ وبو می دهد صاحبان قدرت،اما بدون تدبیر آن است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز در جشن سی سالگی انقلاب ودرکنا موفقیت های علمی ،سیاسی،فرهنگی،هنری و...جای سینما بسیار خالیست . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Feb 2009 20:16:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kole&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>kole</dc:creator>
<guid>http://kole.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
