تبليغاتX
کوله
از پوشه نظرات
شرحی برنظریه دوست

اجازه بدهید انقلاب را در دولت خلاصه نکنیم چون به این شکل بی شک انقلاب را بسیار محدود کرده ایم واین یعنی بی توجه بودن به بنیاد فکری این پدیده شگرف درصده اخیر به نظر من انقلاب ودولت دو مقوله سوا ازهم می باشد هرچند مرکز فکر وایده انقلاب وحتی ضربان های قلب آن فعلادر دولت جمهوری اسلامی قرار گرفته ولی مخاطبینی که انقلاب برای آن طراحی شده ودرحال پیاده سازی است بسیارفراتر از دولت جمهوری اسلامی است وبهتراست بگویم کل کره خاکی را فرا گرفته است.به نظر شما تاثیر رسانه در ارائه هرچه بهتر درصدور وتاثیر گذاری آن چه میزان است؟که مطمئنا می گویید بسیار زیاد. وباز هم سئوال بعدی. آیا تئوری کلی ونظارت بر این ابزار نافذ را باید چه کسی به عهده بگیرد؟ اگرپاسخ شما متولیان فعلی به معنی واقعی کلمه -دراینجا منظور تئوریسین های آن است. نه بر گزار کنندگان جشنواره که اگر هم همه زور خود را بزنند حتی نمی توانند اکران فیلم (درباره الی... )رابا وجود سند ومدارک منطقی در تشخیص عدم نمایش آن را اجرا کنند- آن می باشد که بهتر است بگویم این جماعت وقتی مبانی اولیه این انقلاب را به درستی درک نمی کنند ومهمتر ازهمه هیچ برنامه ای برای دمیدن دوحی دوباره در جان این سینمای را ندارند چگونه می توانند در انجام این رسالت بزرگ موفق باشند.
منظور از دولت در تعریف ابتدایی من  مغز متفکر این انقلاب است که فعلا در دولت خلاصه شده است وتاثیر آن را در این چهار سال در دنیا دیدیم وبهتر از پیش درک کردیم که چه میزان مردم دنیا وبه تبعه دولتهای آنان  بر تصمیمات وحتی سخنرانی مسئولین آن تاثیر پذیر است اما در تمام این اتفاقاتی که این چند سال افتاد سینمای ما چه نقشی داشت ؟!آن بخش از خدومانی که به آنچه شما اشاره کردید، تابه امروز چه کرده اند؟! از صراحتم معذورم از اینکه خاستید هندوانه زیر بغل این زحمتکشان بگذارید تشکر می کنم این سیاستی است که دولت ومسئولین به آن متوسل می شوند وچاره ای دگر ندارند اما ما که در مقام ناگذیر نیستیم تا از این کاه کوه بسازیم وبه آن دلخوش کنیم.
اگر فکر می کنید ساخت فیلم مسیح و مریم ویوسف وهمچنین همین اخراجی ها کمکی به راهبرد این انقلاب می کند سخت در اشتباهید به نظر من این گونه فیلم ها دستاوردش برای سازندگان آن (با همه احترامی که به آنان قائلم )یک نوع فرار رو به جلو است.نه اینکه ساخت اینگونه فیلم ها بیهوده است اما این به مثابه سیاستی است که جریان های روحانی مذهبی ما دردوران قبل از انقلاب در مقابل آن سیاست های کاملا تحاجمی امام داشته اند وبه جهت ترس از طاغوت سازش وگرفتن تنها امتیاز ناچیزی بسنده می کردندواین تفکرانفعالی رادر آن مقطع عاقلانه تر می پنداشتندمابرای اینکه ادعا ی داشتن سینمای انقلاب داشته باشیم باید درکارنامه ما از آژانس شیشه ای ها پر باشد البته منظورم نگاه سازنده آن است  با موضوع های متفاوت.اما چه شد که به این سرعت این جریان که می رفت تا انقلابی در عرصه سینمای ما ایجاد کند مسکوت ماند .پس چه شد آن دیالوگ های نافذی که هرکلمه اش پژواک طنین امام بود ومی نشست بر قلبها ودر پایان چون ابر از دیدگان سرازیر می شد.
درست است افتخار همه هنرمندان ما ،قدم زدن روی فرش قرمز جشنواره برلین نیست وهم درقاب دوربینهای هالیوود قرار گرفتن، اما فکر کنم شما زیاد با سینما وتاکیدمی کنم بالاخص سینمای فاخر؟!ما مرتبط نیستید-الحمدالله، بی شک از غصه های شما کم می شود-آنچه که من به آن اشاره می کنم اکثریت قاطع آن است .
از کبوتر غریب چیزی شنیده ای می گویند ول اش کنی تا بپرد، سر از بارگاه امام رضا(ع) در می آورد که به اصطلاح به آن می گویند کبوتر جلب حرم امام هشتم  وبی ربط نیست بگویم این جماعت حکم همان کبوتران را دارند که جلب سینمای غرب اند کافی است ولشان کنی .
من به هیچ وجه به هنرمندان متعهد مان توهین نمی کنم اما درمقام مقایسه کجا قابل قیاسند.
اما از کناراین واقعیت ساده نگذریم  که ما درزمینه نقد ونقادی وضع مان بسیار بهتر است که این خود نیز قابل اهمیت است .اما دریابیم سینمااین طفل نا آگاه را که به سوی نا کجا آباد شتابان است.
سخن به درازا کشیده وآن را کوتاه کنم.
قبلا هم گفته ام با دولتی بودن هرچیز مخالفم! اما هنر وفرهنگ مقوله حساس تری است .اینجا دیگر بحث ضرر چند صد ملیاردی ویا بیشتر نیست وهمچنین شکننده شدن روابط دوکشور ،بالاخص شرایطی که ما در آن هستیم  یعنی درحال ارائه الگوی یک زندگی برپایه تعالیم اسلامی وایرانی به جهان سراپا مشتاق ومحتاج برما ایجاب می کند در پی سامان دهی برخی حوزه ها بالاخص سینما باشیم البته با توجه به چشم اندازهای ارائه شده توسط دولت انقلابی؟!

2 نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 10:44  توسط ياسرحسن زاده  | 

 

متن نامه خود را بنویسید