تبليغاتX
کوله
 

ابرهه وسنگهای ابابیل

 

روزگاراینطور طلبید، روزگاری که سالها برفلسطینیان سر ناسازگاری گذاشته است!؟!

روزگار اینگونه طلبید، روزگاری که سالها قوم برادر یوسف یهودا- همو که یوسف را به خاطر حسادت به قهرچاه افکنده بود-یعنی بنی اسرائیل را به سروری وبرتری فلسطینیان گماشته است.

روزگار است دیگر، روزگاری که می گزیند ومی ستاندو می گمارد!؟!

این قوم عرب را چه می شود وبه چه می اندیشند؟ به روزی که خدا ازپس دریای مدیترانه سربرآردو حق شان را بستاند؟ آیا روزی چنین فرا خواهد رسید ؟ چه خواب وهم آلودی .

آیاشب رخت بر نبسته و نوبه بیداری فرانرسیده؟ نمی بینند که زمانه همچون خورشید صبحگاهی چله تابستان چشم می آزارد ورخت برمی چیند؟!

این قوم چه درسرداردکه پس این همه سال به امید روزی دگر است وامدادی دگر ازهم کیشان .

واقعا چه بردیدگانشان آمده ویا به کدامین سو به نظاره نگریسته اندودست یاری به چه کس طلب کرده اند.

دست می آویزند به کسانی که دستان دگرشان پیشتر به دستان دشمنانشان فشرده شده

آیا هنوز به امید معجزه نشسته اند درصورتی که دگر پیامبری برای اعجاز باقی نمانده.

***

ایکاش بجای نشستن و نگریستن به رنگ جوهراین وآن که به توافقنامه های بیشمارسیاه وننگین می شود به سنگهای ریز ودرشتی دست آویزید که در دسترس تان هست .

همان که دردستتان است با تمام توان رها کنید بسوی دشمن!

مسلما آنکه درروبروی شما قد برافراشته ابرهه است وآنچه که اراده برویرانی اش نموده بیت المقدس خانه خداست ولی ابابیل را در کدامین سو به دنبالش می گردید که بایددر خود بجویید.

چرا که روز گار این چنین خواسته!   

2 نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:50  توسط ياسرحسن زاده  | 

 

متن نامه خود را بنویسید