تبليغاتX
کوله
شعر

مسافر

محمدکاظم کاظمی

و آتش چنان سوخت بال و پرت را،

كه حتي نديديم خاكسترت را

دلم گشت هر گوشه سنگرت را

و پيدا نكردم در آن كنج غربت


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 3:37  توسط ياسرحسن زاده  | 

سورۀ انگور

علی رضا غزوه

صبح نماز سحري با دف و تنبور بخوان

ملک حجاز است دلت‌ ، ني بزن و شور بخوان

آتش اگر تيز شود ، نای تو ني ريز شود

ني بزن و نافله در ناف نشابور بخوان


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 3:8  توسط ياسرحسن زاده  | 

 

متن نامه خود را بنویسید