خیلی سعی کردم تا بعد انتخابات چیزی ننویسم وفقط ناظر روند آن باشم .ناظر روندی که در دایره تعاریف انسانی نمی گنجد . چه رسد به مسائل اعتقادی.واقعا چه برسرما آمده .امروز کجای اعتقادات اسلامی ما رنگ باخته .این همه دوروغ ودوپهلویی برای چیست .برای چند سال خدمت یا...؟!
خدا در گفتار واعمال ما فراموش شده واعتقاد مقهور هوسرانی جماعتی که برای به کرسی نشستن، حتی ابایی از تخریب شخصیت امام نیز ندارند.آنچه این روزها به کرات از به اصطلاح نزدیکان وخیشان حضرت امام در نقل قول ازایشان البته به صورت خیلی خیلی خصوصی ودرگوشی؟! می شنویم با آنچه خود به کرار با همین گوشهای خودفرمایشات حضرت امام را از صدا سیمامی شنویم ویا در صحیفه امام می خوانیم بسیار متمایز است.
خیلی زوداست که برای بازگشت به کرسی خلافت از حضرت امام ولخرجی شود.وبرای حق بودن خویش ویا رد حقانیت حریف به دروغ از ایشان مایع گذاشته شود. سرسختی امام نسبت به موضع تهاجمی اش درقبال غرب چیزی نیست که بادر گوشی گفتن به فلان مسئول از یادها برود وکمرنگ گردد.آنانی که امروز اشتباهات گذشته خود را (صد البت با وجود خدمات بسیارزیاد) به پای امام می نویسند شاید خود نمی دانند که دچار چه اشتباه بزرگی می شوندوچه علامت سوال بسیار بزرگی درذهن جوانان امروز می کارند . واقعا فکرکردند این دوگانگی در قول وعمل حضرت امام را که به عنوان شبهه در فکراین جوانان ایجاد کرده ند با چه معیاری باید ارزش گذاری وپردازش شود.جز اینکه دروحله اول انگشت اتهام به سوی حضرت امام اشاره خواهد شد وآیا منافعی را که با بی درایتی ازدست داده اند،باز یافت آن موقعیت ،ارزش این دروغ به اصطلاح مصلحتی را خواهد داشت؟
برای تخریب شخصیت رئیس جمهور (البته اگر خیلی مسر باشیدکه ظاهر امر هم هستید)حتما راه هایدیگری وجود دارد فقط کافیست کمی تعمل کنید وصبر، مثلا همین موضوع سیب زمینی ویا آن یکی منظور همان ناهار دادن مردم برای کشاندنشان برای استقبال ویا حتی همین مسئله اخیر پرتقال های اسرائیلی واز همه مهمتر گزارش دیوان محاسبات در کسری بودجه و...
اما آنچه احمدی نژاد در ژنو انجام داد موضوعی نیست که بتوان با دروغ از گفته حضرت امام برای رد آن کمک گرفت. حادثه ژنو بی شک در حمایت همان پابرهنگانی بود که امام داد عدالت خواهی شان را همه جا وهمه زمان سرمی داد.وهمیشه مسئله فلسطین را مسئله اول مسلمین جهان برمی شمرد گفتمان رئیس جمهور درژنو بی شک در ادامه گفتمان حضرت امام بودکه متاسفانه دربرخورد با این حادثه بسیار ارزشمند در کشور خودمان با توجه به فضای مه آلود کشور به جهت نزدیک بودن به انتخابات کمرنگ شد.
بیانات امام خمینی(ره) در جمع اعضای هیئت دولت و نخستوزیر به تاریخ 16/6/60:
«در هر صورت، اين مسائل براى انقلابات هست كه آنهايى كه خارج و داخل ضرر ديدهاند، بايد البته بد بگويند. ما نبايد متوقع باشيم كه اينهايى كه شكست خوردند و رفتند، براى ما خوب بنويسند. يا ما نبايد متوقع باشيم كه روزنامههاى امريكا و كسان ديگر براى ما چيزهاى خوب بنويسند. خوب، آنها رفتهاند از بين، منافعشان از دستشان رفته است... نبايد ما متوقع باشيم كه اينها براى ما مقالهی خوب بنويسند. البته آنها بايد به ما فحش بدهند. اگر يك روزى اينها براى ما خوب نوشتند، آن وقت است كه ما مصيبت داريم...
من يك وقتى اين كلمه را گفتم كه اينها نمىفهمند، اگر مىفهميدند، مىآمدند تعريف از فلان آدمى كه- مثلًا- پيش مردم يك ارزشى دارد، هى شروع مىكردند تعريف كردن. همين اسباب اين مىشد كه ارزشش از بين مىرفت. اگر بگين(نخست وزير وقت اسراييل) به ما فحش بدهد، ما ارزشمان شايد پيش مردم- اگر باشد- زيادتر بشود. به دولت ما بد بگويد بگين يا صدام يا ديگران كه در اين طريق هستند، آنها اگر به ما بد بگويند، من مىگويم خوب حق دارند.»
خیلی دوست داشتم مطالب وبلاگم هم نو بشه . مثل سال. مثل دلم .نشد
لجم از این اراده کم رمق داره در می آد.بزار بیاد .شاید اونوقت کمی برا نوشتن هم فرصت داشته باشم چیزی که خیلی دوست دارم .اما هی نمیشه.اصلا بزار نشه .
بی خیال ،خودم هم نمی فهمم دارم چی میگم.می دونم.شماهم.
امان ازاین دوستیهای نابخردانه!!!
این روزها خبری درفضای کشور پخش شده است مبنی براعطای ۴۰درصدی سهمیه ورود به دانشگاه برای بسیجیان فعال.عجب اقداماتی صورت می گیرد توسط این مسئولین.گاهی اوقات در خیرخواهی شان نیز باید شک کرد.باراین بی عدالتی را چه کسانی باید به دوش بکشند.برادرانمان درسپاه اقدامات غیر اصولی وغیر کارشناسی شان رادرحوضه بسیج که نتیجه آن دل سردی نیروهای بسیجی می باشد رابا چه چیز هایی قصد لا پوشانی دارند.واقعا دلیل این اقدام بی خردانه چیست؟ونتیجه آن چه خواهد شد ؟ باید این پرسش آقای کروبی از سردار فیروزآبادی که صراحتا در امرتبلیغ انتخابات شرکت کرده بود را بار دیگر به گونه ای دیگر پرسید؟ازدست این نوع کارهای ناشیانه وبی تدبیرانه سپاه به چه کسی باید شکایت برد؟!
همین الان هم بسیجیان عزیزمان تن رنجورشان از نیش وکنایه های خودی وغیر خودی کم زخم برنداشته که این خنجر بر قلب شان فرونشست.
کمی درنگ برادران عزیز وذره ای تامل ،بیش از این هیچ از شما نمی خواهیم.داشتن کارت فعال بسیجی که این روزها نشانه بسیجی بودن ومعیار سنجش در این نهاد بسیار مقدس وپر ارزش شده است،چگونه وبا چه معیارهایی داده می شود؟!از پشت کوه نیامده ایم که ندانیم دراین کارت صادر کردن ها وبذل وبخشش ها جز کاغذ بازی های مرسوم چیز دیگری وجود ندارد.اگر نیت تان بسیجی کردن آحاد مردم است .راه را به خطا رفته اید نه فقط امروز ودر این مورد بخصوص ،خیلی زودتر ازاینها راه تان به بیراهه کشانده شده است و از آن بی خبرید.برای جذب نیرو ی بسیجی، بیشمار راه های دیگر وجود دارد که شما با چشمان بسته وتوانی خسته وانگیزه ایی نداشته واندیشه ای پینه بسته هیچ وقت به آن پی نخواهید برد.
به درستی چه را ارتکاب به چنین خطای بزرگی ؟که جبران آن بسیار دشوار است!کدام بسیجی دلسوز است که باراین اهانت بزرگ را بتواند به دوش کشد؟!وچه تدبیری دراین بی تدبیری نهفته است که چنین اقدام نابه جایی را توجیح می کند؟!
به اختصار آسیب های این طرح رادرذیل بیان می کنم که بی شک با مطالعه ورسدبیشتر این طرح خصارت های بیشتری را از آن می توان عنوان داشت:
...
صدای دریافت پیام گوشی همراه ام، من وحول داد به طرف گوشیم: (به ایمیل ات یه سر بزن دوتا مطلب گذاشتم.)محمد ترابیان بود.دوسه روزی گذشت تا باکس ایمیل ام رو باز کردم ومطالب رو خوندم .جالب بود می ذارم تو پست تا کسی دل اش خواست بخونه خالی از لطف نیست.
|
بر روي دکمه Emag كليد مي كنيم | |||||||||||
|
مستطيل Serch فعال شده است | |||||||||||
|
Alt وctrl را با هم مي فشارم و تايپ مي كنم | |||||||||||
|
«مسلمان» | |||||||||||
|
تصاوير يكي يكي بالا مي آيند | |||||||||||
|
كعبه، مدينه، نجف، كربلا ، ... قدس | |||||||||||
|
ملك عبدال. طنطاوي، مبارك، بن لادن و ... صفحه 1و2و3و... | |||||||||||
|
دروغ، دروغ، دروغ كلافه شده ام از اين همه دروغ | |||||||||||
|
كلام كلمه را جستجو كنم تا راستش را بگويد | |||||||||||
|
اسلام، قرآن، وحدت، ... برادر | |||||||||||
|
آري | |||||||||||
|
«برادر» | |||||||||||
|
Enter
|
از قطعنامه ها دو سال بزرگ تر بود
از غزه
دو روز کوچک تر
تازه به حر ف آمده بود
اما هنوز نام خود را نمی گفت
با آن که بابا را می گفت
شمع را می گفت
و غزه را ...
دیشب شب تولد او بود
که برق نبود
پدر به آسمان اشاره کرد و گفت:
الان شمع ها روشن می شوند...
و شد!
در خانه شمع نبود
اگرچه کیک خنده مادر بود
پدر گفت:
به خاطر تو می زنند عندلیب!
و خندید...
مغازه های غزه بادکنک نداشتند
مغازه های غزه
بی شمع می سوختند
- بابا ! ماه ...
- ماه را کلاه سرت خواهم کرد دخترکم!
- بابا ! ستاره...
- دارند به جشن تولد تو می آیند ...
ببین چه گونه راه می روند!
دوباره فشفشه ای روشن شد
با فسفر سفید
پدر فریاد زد : به خاطر خدا نزنید...
مادر می خواست فوت کند
که کیک خنده اش خونین شد!
تنها در چشم های دخترک
دو شمع کوچک می سوخت...
ازغزوه؟!
سال اولی که رفته بودم منطقه هیچ وقت از ذهنم پاک نمی شود.شده بغضی که هرچند یکبار گلویم را چنگ می زند وگاهی هم قطره اشکی می ستاند وخیلی زود می رود تا به امید زود آمدنش لحضه شماری کنم.موقع برگشت ازمنطقه نشریه فکه را از کیوسک روزنامه فروشی شهرقم خریده بودم اولین بارم نبودکه فکه را می خریدم اما پس ازآن شماره مشترک شدم وبعدها هم دومرتبه با این موسسه همسفر منطقه شدم.
وقتی رسیدم به خانه نشریه را دربرابرم گشودم وبا ولعه خاصی شروع کردم به خاندن، نمی دانم چند بار خندیدم ویا چند بار گریه کردم اما وقتی از خاندن آن دست کشیدم دیگر به اذان صبح چیزی نمانده بودوهمینطور ازصفحات نشریه.حال که به آنروزها وحس وحال آن خوب فکر می کنم با خود می اندیشم دیگراز آن روزهای پرشورواحساس وآن آرمان های پاک وبکر چیزی جز خاطره برایم باقی نمانده که آن را هم غنیمت دارم.امروز خواندن دوباره نشریه فکه ویا نشریه ای با چنین ژانری شاید هرگز به مذاقم خوش نیاید چون امروزم با آنروز فاصله بسیارداردوآن گونه قلم زنی را در حاله ای ازشعار زدگی تصورمی کنم.به حتم امروز خواندن نشریات تحلیلی وتخصصی در حوزه مبانی شناسی... بیشتر مورد توجه ام است.اما هیچ گاه لذت خواندن آن سطوررا ندارد.واقعا دلم برای آن لحظات تنگ شده است.اماآن شب درمیان آن مطالب بیشمار مصاحبه ای با یک دختر مسیحی همه توجه ام را به خودش جلب کرد.مصاحبه ای که بعدها بارها وبارها آن راازدرون ذهن کنجکاوم کاویدم ولغت به لغت اش رابرای خود تکرار کردم وباز هم از تکرار چندباره آن سیر نشدم.همین چند روزه پیش این مصاحبه دوباره به خاطرم پاگذاشت آشفتگی ذهن مرا آراسته کرد.به دلم افتاد تاآن رابه وبلاگم اضافه کنم تا هروقت آن راباز می کنم یکبار دیگر...
برحسب اتفاق این مقاله امروز دریکی از وبلاگ ها توجه ام رامتوجه خودش کرد وآن عهدرابه یادم آوردم گشتم تا متن کامل مصاحبه را پیداکردم وباز هم شروع به خواندن اش کردم.
فکه: ضمن تشکر از اینکه درخواست ما را برای مصاحبه پذیرفتید، لطف کرده و خودتان را معرفی کنید.
علمدار: من « ژاکلین ذکریای ثانی » 18 سال سن دارم و در حال حاضر نیز پس از اینکه دیپلم گرفتم، در کنکور هم شرکت کردم.
فکه: حالا که مسلمان شده اید، چه اسمی را برای خودتان انتخاب کرده اید؟
علمدار: البته من لیاقت این نام را ندارم، ولی دوست دارم اسمم « زهرا » باشد.
فکه: پس اجازه بدهید شمارا زهرا خطاب کنیم.
علمدار: ممنون هم می شوم.
فکه: خب زهرا خانم، اگر می شود مقداری درباره وضعیت زندگی خودت و اینکه چطور شد مسلمان شدی تعریف کن.
علمدار: راستش من از یک خانواده مسیحی هستم و در مورد دین اسلام هم اطلاعات چندان زیادی ندارم. همین قدر که توی کتابهای درسی نوشته بودند می دانم و بس. وقتی هم وارد دبیرستان شدم از لحاظ پوشش و حجاب وضعیت مطلوبی نداشتم که بر می گشت به فرهنگ زندگی مان. توی کلاس ما دختری بود به اسم « مریم» او حافظ 18 جزء قرآن کریم است . نمی دانم چرا، ولی از همان اول که دیدمش توی دلم جاگرفت...(بقیه درادامه مطلب)
اجازه بدهید انقلاب را در دولت خلاصه نکنیم چون به این شکل بی شک انقلاب را بسیار محدود کرده ایم واین یعنی بی توجه بودن به بنیاد فکری این پدیده شگرف درصده اخیر به نظر من انقلاب ودولت دو مقوله سوا ازهم می باشد هرچند مرکز فکر وایده انقلاب وحتی ضربان های قلب آن فعلادر دولت جمهوری اسلامی قرار گرفته ولی مخاطبینی که انقلاب برای آن طراحی شده ودرحال پیاده سازی است بسیارفراتر از دولت جمهوری اسلامی است وبهتراست بگویم کل کره خاکی را فرا گرفته است.به نظر شما تاثیر رسانه در ارائه هرچه بهتر درصدور وتاثیر گذاری آن چه میزان است؟که مطمئنا می گویید بسیار زیاد. وباز هم سئوال بعدی. آیا تئوری کلی ونظارت بر این ابزار نافذ را باید چه کسی به عهده بگیرد؟ اگرپاسخ شما متولیان فعلی به معنی واقعی کلمه -دراینجا منظور تئوریسین های آن است. نه بر گزار کنندگان جشنواره که اگر هم همه زور خود را بزنند حتی نمی توانند اکران فیلم (درباره الی... )رابا وجود سند ومدارک منطقی در تشخیص عدم نمایش آن را اجرا کنند- آن می باشد که بهتر است بگویم این جماعت وقتی مبانی اولیه این انقلاب را به درستی درک نمی کنند ومهمتر ازهمه هیچ برنامه ای برای دمیدن دوحی دوباره در جان این سینمای را ندارند چگونه می توانند در انجام این رسالت بزرگ موفق باشند.
منظور از دولت در تعریف ابتدایی من مغز متفکر این انقلاب است که فعلا در دولت خلاصه شده است وتاثیر آن را در این چهار سال در دنیا دیدیم وبهتر از پیش درک کردیم که چه میزان مردم دنیا وبه تبعه دولتهای آنان بر تصمیمات وحتی سخنرانی مسئولین آن تاثیر پذیر است اما در تمام این اتفاقاتی که این چند سال افتاد سینمای ما چه نقشی داشت ؟!آن بخش از خدومانی که به آنچه شما اشاره کردید، تابه امروز چه کرده اند؟! از صراحتم معذورم از اینکه خاستید هندوانه زیر بغل این زحمتکشان بگذارید تشکر می کنم این سیاستی است که دولت ومسئولین به آن متوسل می شوند وچاره ای دگر ندارند اما ما که در مقام ناگذیر نیستیم تا از این کاه کوه بسازیم وبه آن دلخوش کنیم.
اگر فکر می کنید ساخت فیلم مسیح و مریم ویوسف وهمچنین همین اخراجی ها کمکی به راهبرد این انقلاب می کند سخت در اشتباهید به نظر من این گونه فیلم ها دستاوردش برای سازندگان آن (با همه احترامی که به آنان قائلم )یک نوع فرار رو به جلو است.نه اینکه ساخت اینگونه فیلم ها بیهوده است اما این به مثابه سیاستی است که جریان های روحانی مذهبی ما دردوران قبل از انقلاب در مقابل آن سیاست های کاملا تحاجمی امام داشته اند وبه جهت ترس از طاغوت سازش وگرفتن تنها امتیاز ناچیزی بسنده می کردندواین تفکرانفعالی رادر آن مقطع عاقلانه تر می پنداشتندمابرای اینکه ادعا ی داشتن سینمای انقلاب داشته باشیم باید درکارنامه ما از آژانس شیشه ای ها پر باشد البته منظورم نگاه سازنده آن است با موضوع های متفاوت.اما چه شد که به این سرعت این جریان که می رفت تا انقلابی در عرصه سینمای ما ایجاد کند مسکوت ماند .پس چه شد آن دیالوگ های نافذی که هرکلمه اش پژواک طنین امام بود ومی نشست بر قلبها ودر پایان چون ابر از دیدگان سرازیر می شد.
درست است افتخار همه هنرمندان ما ،قدم زدن روی فرش قرمز جشنواره برلین نیست وهم درقاب دوربینهای هالیوود قرار گرفتن، اما فکر کنم شما زیاد با سینما وتاکیدمی کنم بالاخص سینمای فاخر؟!ما مرتبط نیستید-الحمدالله، بی شک از غصه های شما کم می شود-آنچه که من به آن اشاره می کنم اکثریت قاطع آن است .
از کبوتر غریب چیزی شنیده ای می گویند ول اش کنی تا بپرد، سر از بارگاه امام رضا(ع) در می آورد که به اصطلاح به آن می گویند کبوتر جلب حرم امام هشتم وبی ربط نیست بگویم این جماعت حکم همان کبوتران را دارند که جلب سینمای غرب اند کافی است ولشان کنی .
من به هیچ وجه به هنرمندان متعهد مان توهین نمی کنم اما درمقام مقایسه کجا قابل قیاسند.
اما از کناراین واقعیت ساده نگذریم که ما درزمینه نقد ونقادی وضع مان بسیار بهتر است که این خود نیز قابل اهمیت است .اما دریابیم سینمااین طفل نا آگاه را که به سوی نا کجا آباد شتابان است.
سخن به درازا کشیده وآن را کوتاه کنم.
قبلا هم گفته ام با دولتی بودن هرچیز مخالفم! اما هنر وفرهنگ مقوله حساس تری است .اینجا دیگر بحث ضرر چند صد ملیاردی ویا بیشتر نیست وهمچنین شکننده شدن روابط دوکشور ،بالاخص شرایطی که ما در آن هستیم یعنی درحال ارائه الگوی یک زندگی برپایه تعالیم اسلامی وایرانی به جهان سراپا مشتاق ومحتاج برما ایجاب می کند در پی سامان دهی برخی حوزه ها بالاخص سینما باشیم البته با توجه به چشم اندازهای ارائه شده توسط دولت انقلابی؟!
پس از گذشت ۳۰ سال سینمای ما درکدام گوشه از انقلاب حضوردارد؟
وظیفه سینما دردنیای امروز مشخص است ورسالت اش تعریف مشترکی در همه جای دنیا دارد.حداقل در مبانی کلی آن.واین امر درکشورهای توسعه یافته ویا درحال توسعه دارای نمود بیشتری است.به عنوان نمونه سینمای پرآوازه هالیوود،جایگاهش در نظام اجتماعی ینگه دنیا بیشتر نقش مکمل سیاستهای داخلی وخارجی آن رابازی می کندوحتی سیاستهای کلی وپاره ای اوقات جزعی اش هم دربیرون از هالیوود ودرمحافل سیاسی وامنیتی آن تعریف می شود وکاملا موازی با اهداف این دولت گام برمی داردوبه درستی به عنوان یک ابزار محکم وپیش رودر دستان سیاستمداران آن ایفای نقش می کند.امروز چه کسی می تواند مدیریت مستقیم سازمان سیا را بر این قول رسانه ای دنیا انکار کند.واگر این چنین باشد باید سر از درون برف برآورد تا دنیا وحقیقت های بارزش را به درستی بنگرد.البته مسلما این امر مختص آمریکا نیست ودر همه جای دنیا، حداقل کشورهای مدعی پیشرو چنین است واین هم بی شک امری درست است ونقطه قابل تامل در استفاده این ابزار نافذ.
اما واقعا سینمای ایران در کدامیک از پارامترهای استراتژی ایران وهم تراز وموازی با کدامین اصول ومعیارهای انقلاب گام برمی دارد؟نقش سیاست وامنیت دراین سینما چه اندازه است؟ایا سینمای ایران تمایل به ایفای نقش در این توسعه وبازسازی جهانی دارد؟واگر این چنین است توانایی انجام این کار راهم داراست؟ونیز این سوال مطرح است که گردانندگان سینمای انقلاب چه کسانی هستند؟دولت یا...؟!اگردولت است، پس چرا میان اهداف این دو این همه فاصله است ؟سینما امروز نه به ساز دولت که بی شک به آهنگ جماعتی می رقصدکه باید عنوان مافیای قدرت برآن نهاد.
مافیای قدرتی که از آشفته بازار سالهای نخست انقلاب وهمچنین جنگ سود بسیارجست ومدیریت غیررسمی والبته انحصاری آن رابه دست گرفت.وهیچ کس از خود نپرسید، قدرتی که خود راتنهاقیم قانونی سینما می داند و حتی حاظر به تقسیم گوشه ای از آن به غیرنیست که چنان چنته بر این حیوان ضعیف ونحیف انداخته ،برطبل که می کوبدو اشک از چشمان که می ستاند.
انقلاب شدوبعد مدتی کوتاه جنگی ناخاسته بر ما تحمیل شد.وفرصت بازسازی وبهسازی بسیاری ازحوزه های این انقلاب دراولویت های چندم قرار گرفت،پس از فروکش کردن آتش شعله های بیشمار تازه دست هایی ناپاک رو شدوسینما پرشده بود ازاین دستان نا آشنا ،چنان توانا شده بودندوقدرتمند، که قطع کردن آن ممکن نبود .این قول هزاردست قلدرانه برآن دست می یازید وهرکه با او درمی افتاد ور می افتاد .نمونه های بیشمار ی از جریاناتی که تلاش کردند تا انقلاب به تاخیر افتاده سینمای مارا تسریع بخشند- اما هرچه می شد انگار کار دشوارتر می شد-رابیاد می آورم.اما همه همت این دلسوزان وخیرخواهان سینما که قوت فکری شان از این انقلاب تعمین می شوددراین سی سال باتحقیر وتوهین ان جماعت بی ثمر بود . اما مردان انقلاب همچنان درستیزند.تاشاید روزی سینمای این انقلاب نیز انقلابی شود. فریادهای کارگردان تازه کار سینما را که سال گذشته هنگام دریافت جایزه برترین فیلم اش( البته از نگاه تماشاچیان) ناباورانه از سیاستی ناآشنا درپس مدیریت این سینمای ضد دولتی خبر می داد،هنوز در گوش مان طنین انداز است.
به باور بسیاری سیاست های سینمای ما در داخل این انقلاب طراحی نمی شود بلکه منشوری از بایدها ونبایدها یی است که به عنوان چهارچوبه عملکرد به آن اعمال می شود وخیلی ها هم ازاین سرمشق غیر بومی مشق ها می نویسند بدون آنکه ازمفهوم آنچه که می نویسند آگاهی داشته باشند.آنچه دردانشگاه های سینمایی ما به دانشجویان،دیکته می شود همان سیاه مشقی است که هالیوود وغرب برای سینمای خود نوشته. البته این یکی فقط درمورد سینما ی ما جاری نیست بلکه در خیلی از حوزه ها قابل مشاهده است. سینمایی که فیلم های اش به دلایل متعددی چون مسائل اخلاقی ،سیاسی،امنیتی و...در تلویزیون قابل اکران ونمایش نیست.وازجمله افتخارات اش صادر کردن بازیگران دست چندمی به سینمای هالیوود است .
خوشبختانه ما درغیر حوزه سینما به نتایج قابل توجه ای دست یافته ایم .هرچند آنچه هست دربرابر آنچه که بایدباشد ناچیز است اما شروع بسیار خوبی است که سیر سعودی خوبی دارد.مثلا در زمینه شعر،داستان ورمان،کتاب وغیره اما سینما به عنوان ابزاری پیشرو وموثرتر پس این همه سال موفق نبوده است که به حداقل سهم خود دربرقراری ارتباط با مخاطبان محدوداش دست پیدا کندوهرسال کم فروغ تر از سال پیش به راه خود ادامه می دهد.-تمایلی به ذکر این نکته ندارم اما به راحتی نیز نمی شود از آن باچشمانی بسته عبور کرد.-این سینما نه اینکه به خود باوری نرسیده است بلکه راه خود فروشی(؟!)را با شتاب بسیار درپیش گرفته است.سینمایی که متولیان دولتی آن جزبرپایی جشنواره هایش سهم دیگری درآن ندارندوهرچه به آن رنگ وبو می دهد صاحبان قدرت،اما بدون تدبیر آن است.
امروز در جشن سی سالگی انقلاب ودرکنا موفقیت های علمی ،سیاسی،فرهنگی،هنری و...جای سینما بسیار خالیست .
: آخی!اینهام حتمی دلشون براباباشون تنگ شده
وشروع کرد به خوندن شعری که خیلی دوست داشت. واین شبها عمه هروقت می خواست بخوابونه اونوبراش می خوند:
لالا بخـواب عشقـا رو کـشتن
چه قد قلبای بیرحمی، چه زشتن
تمــوم یارای نزدیک دیــروز
همه رفتن، ما رو تنها گذاشتن
لالا لالا هـمـه در خواب نـازن
ديـگـه چـيـزی ندارن تا ببـازن
بخواب آروم نه اينکه وقت خوابه
بخواب ای گل که بيداری عذابه
لالا بخواب دنیا خسیسه
واسه کمتر کسی خوب می نویسه
یکی لبهاش همیشه غرق خنده
یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه
لالا لالا زمین خاموش و سرده
عطای آسمون بارون درده
لالا لالا نخور غصه نخور غم
بابات یک روزی پیشت بر می گرده
-برارقیه نمیشه احساسی ننوشت
-شعر مال خودم نیست
امروز ایران سی سال ازخیزش عظیم اش گذشته است وفصل پریدن پروانه ازپیله فرارسیده است.امروز بخش عظیمی ازدنیا مارابه عنوان یک کشور قدرتمند پذیرفته است وانقلاب مارابه مثابه فصل نوینی از تراژدی دنیا باورکرده است.
غالب های ما امروز نه فقط درخاورمیانه وآسیا بلکه در بسیاری ازکشورهای آفریقایی وبخصوص آمریکای لاتین الگو برداری می شود
کشورهایی -شاید امروز ضعیف-مارابه مثابه قدرتی درحال افزون به عنوان تکیه گاه اقتصادی وسیاسی وهمچنین فرهنگی خودباآغوشی باز پذیرفته اندواین وحشتی است که خواب راحت را از غرب ستانده است.غربی هاامروز ازمرحله نگرانی پافراتر گذاشته اند وبی پرده ازوحشتی بدون مرز سخن می گویند که چون رعشه ای به سراغ جانشان تافته است وراحتی وآسایش را ازآنان ستانده است.تمام سرمایه گذاری غرب-اسراییل-درخاورمیانه روبه زوال گذاشته واین کورسوی امید نیز رو به خاموشی است.
حرکتی که قرار بود انزوای ایران را درپی داشته باشد وزایش جدیدی باشد دراین منطقه استراتیژکی سقط شده واین را مدیون رهبری ایران وهمت مقاومت درلبنان وفلسطین هستیم که با خود هوشیاری اعراب منطقه وفراتراز این دایره بزرگ را به همراه داشته است.واین یعنی یک گام روبه جلوشایداین خیزش امروز حرکتی کند داشته باشد اما سیاستگذاری درست وهوشمندانه درهمه زمینه واصراربرآرمانهای انقلاب وارائه آن برروی میز مذاکرات فراملی واستمرار شعارآرمان خواهانه ای چون عدالت خواهی به عنوان اساسی ترین ایدئولوژی وباورپذیرترین ومورد نیازترین هدیه به نظام در هم تنیده ودست وپاگیر موجوددنیا می تواند این خیزش را به جهشی بلند تبدیل کند.
بایدنگاهمان به دنیا نگاه بلند نظرانه باشد نه بلندپروازانه.دنیا امروز روزهای سختی را می گذراندودراین روزگار سرنوشت ساز هرکه صبرودرایت اش بیشتر باشدنتیجه بهتری می گیرد.
یکطرف، دنیای غرب امروز ناقوص انزوایش نواخته شده است (اشاره به نظریه جدید فوکویاماوهمینطور گزارش سرویسهای اطلاعاتی آمریکامبنی بر هبوط این کشور طی سالهای نه چندار دورآتی) وطرف دیگر ایران، ابتکار عمل های بیشماری را درگوشه وکنار دنیا به دست خود گرفته است.(اشاره به اعترافات بیشمار مسئولین سیاسی ورسانه ای غرب پس از آتش بس غزه)آفتاب دنیا از غرب روبه غرو ب کرده است ودیری نیست که ازمشرق برعالم ومکنوناتش سیر بتابد.
ومادراین برهه حساس اززمان باید نظم نوینی در پرتو ایدئولوژیک اسلامی،بابرنامه های دقیق وحساب شده به دنیای فقرزده وتشنه عدالت ارائه دهیم وکنترل این قطار از ریل خارج شده را به دست گیریم وبا درک واقع بینانه از شرایط موجودآن را به ریلی جدیدبه سوی خدا شناسی واقعی!؟هدایت کنیم.
امروز چهارگوشه دنیا نگران ومضطرب به اتفاقات این کره خاکی با چشمانی که یک طرف آن پراشک وطرف دیگر پرخون وکنج دلشان کورسویی امید، به کشوری دوخته است که این روزها سی سالگی اش را جشن می گیرد وایرانیان روئیایی شیرین برای دنیا دردل می پرورانند.
به امید احقاق آن به رهبری حضرت حجت.
-حمله به نوار غزه موجب تخریب شدید چهره اسرائیل و بی آبرو شدن آن نزد جهانیان شده است.
- حمله اسرائیل به نوار غزه باعث تخریب شدید وجهه صهیونیست ها در جهان شده است.
- عملیات غزه هرچند ممکن است حماس را تحت فشار قرار دهد، اما اسرائیل را ویران می کند.
-حمله به هر شهر پرجمعیت، اشتباهی فاحش است، اما وقتی پای مشروعیت بین المللی اسرائیل در میان است، این حملات چیزی جز دیوانگی نیست. حمله به مکان متعلق به سازمان ملل (در غزه) وقتی که دبیر کل آن در بیت المقدس به سر می برد، دیوانگی محض است.
- اقداماتی که در آغاز عملیات، نظامی و حیاتی محسوب می شدند، (اکنون) به حمله وحشیانه و بی امان به مناطق مسکونی تبدیل شده اند که می تواند به فاجعه ختم شود.
- کجاست وزیر خارجه (تزیپی لیونی) که ادعا می کرد شجاعت تغییر دادن اوضاع را دارد؟!
- چند روز آینده آتش خاموش خواهد شد، ابرها کنار خواهد رفت و عمق فاجعه نشان داده خواهد شد. (آن وقت است که) سیل تصاویر در مورد خرابی ها و کشتار به سراسر جهان سرازیر شود. بعد از آن است که ما باید هزینه جنگ را با روحیه ویران شده فرزندانمان بپردازیم
-اسرائیل در دو سال گذشته وارد دو جنگ شد که هر کدام با یک خشم شروع و با حیرت و شگفتی پایان یافت.
-پس از گذشت 60 سال از حکومت هنوز هم رهبران اسرائیلی به گونه ای رفتار می کنند که گوئی مسئول یک جامعه هستند نه مسئولان یک دولت.
-جنگ اخیر غزه خسارت های سنگینی به اسرائیل وارد آورد به گونه ای که دیگر بازسازی چهره اسرائیل در میان ملت ها ممکن نیست.
-اولمرت پس از پایان جنگ 2006 لبنان هم به دروغ می گفت ما پیروز شدیم اما بلافاصله بعد از این حرف ها مجبور به مقابله با افکار عمومی شد که خواستار رسیدگی به ضعف عملکرد دولت در آن جنگ بودند.
-هاآرتص نوشت، حماس در نبرد غزه توانست مشروعیت بین المللی به دست آورد و افکار عمومی دنیا را با خود همراه کند.
امروز این سوال برای خیلی ها پیش می آیدکه وظیفه مادر قبال مسئله غزه چیست؟وواقعیت این است که هنوز باوجود استمرار آن وتشدداین پرسش بخصوص درروزهای اخیر وحملات رژیم صهیونستی، جواب درستی یا بهتراست بگویم جواب کاملی دراین خصوص داده نشده است هرچند جسته وگریخته موضوعاتی در گوشه وکنار مطرح می شود که همگی هم درخورتوجه وقابل تامل است .اما چقدر خوب بود تا همه این نظرات وپیشنهاداتی که توسط صاحب نظران این حوزه مطرح می شود در یک مرقومه واحد به مشتریان اش ارائه می گردید هرچند که من خود این بی نظمی را هم میمون ومبارک می دارم وآن رانشانه همیاری وهمت همگانی در اجرای وظیفه ای سترگ می ستایم.
اما آنچه این روزها به عنوان وظیفه برگردن ما که پیشتر نظاره گر این فجایعه غیر انسانی هستیم سنگینی می کندودرمجامعه رسمی وغیررسمی بارها به آن اشاره شده است رامختصرا به شرح زیر ارائه می دهم:
۱-شناخت:بی شک وظیفه نخست، شناخت این مناقشه خونین یک طرفه است که قدمتی بسیار دیرین دارد وبه حتم درعین سادگی بسیار پیچیده است ونیاز اساسی به مطالعه وتحقیق دارد .ازآنجا که پی بردن به موضوع در ایجاد،شدت وحدت موضع گیری مان بسیار تاثیر دارد پس مهمترین موضوع پی بردن به حقیقت گم شده دراین واقعه خاص است.
۲- توکل:گاهی اوقات درمابین واقعه اصل موضوع در تاری از خودپسندی وغرور مخفی می شود وآنکه واقف اموراست ومشرف به عوالم، گم!امروز این جنگ نابرابر بی شک بین حق وباطل است واول دادرس قادر نظاره گراین قصه پرازغصه.نباید از خدا وتاثیرآن برسنگینی ترازوی حق غافل گردیدودرصورت مشاهده مقاومت جبهه حق، این پیروزی را ازدریچه تنگ وباریک منیت، تنهامنصوب به رزمندگان این جبهه دانست .خداست که عالم در کف قدرت اوست وزمین وزمان تنها به یک اشارت او درتکاپوست.این روزها وجود خداوند بیشتر ازپیش حس می گردد وقبل از هرچیز باید استعانت از اوجست.فراموش کرده ایم آن سخن پیر دهررا که پس از فتح خرمشهر فرمودند:«خرمشهر راخداآزادکرد»
امروز غزه قبل از هرچیز به دعای مان نیاز مند است چیزی که مقام معظم رهبری در بیانیه خود به رهبر حماس اشاره فرمودند.
۳-محکوم کردن:مادراین جبهه حق و باطل،گروه سومی را قائل نیستیم.پندار ما این است که عالم دردوطرف این جبهه صف بندی می شوند واگر کسانی مدعی وجود گروه سومی به عنوان بی طرف که ناظراین حمله وحشیانه می باشندهستند وسکوت را بهترین راه برای درمعرکه نبودن بر می گزینند صراحتا اعلام می کنیم این جماعت بسیار عظیم خواسته یا ناخواسته در جرگه باطل جای می گیرند.چون هیچ مذهبی دردنیا چه خدای یکتا را بپرستند وچه نه،سفارش نمی کنند که درمناقشه خونین بین دوطرف بدون توجه به دریده شدن حق و بدون دستگیری وقضاوتی عادلانه فقط به نظاره بایستند. همان کاری که دریونان باستان مردم برای لذت وشادمانی، جنگ خونینی که می باید به مرگ ویاپیروزی بین گلادیاتورها می انجامید را باولع وشادمانی نظاره می کردند.ومگرنه اینکه امروز عصر گفتگوی تمدن ها(!؟)ست.
درست این است که عاشورا را به یادآوریم وحوادثی که برحسین ،اصحابش ومردم آن روزگارسپری شده است وعاشوراهای بیشماری که درطول تاریخ تکرار،تکراروتکرارشد تابه عاشورای امروز یعنی غزه رسیده است وبابسته های بسیار زیادعاشورای اول،گره های به ظاهر کورعاشورای کنونی رارمزگشایی کنیم. ما باید دراین میدان خاص تکلیف مان را با خود معین کنیم که پرواضح است با توجه به داشتن دینی چون اسلام ،جریان شگرفی همچون عاشورا، غالب مناسب ما کدامیک است ودر صورت این انتخاب عاشورایی می باید درقدم بعدی این تصمیم خود رااعلام داشته (که البته راه های آن بسیا معلوم و روشن است)وصراحتا برای تنویر افکار عمومی دنیا آن را فریادبزنیم.
4- حضوردرمعرکه نبرد:امروز،به گفته مقام معظم رهبری شکل حضورمتفاوت ترشده است اگرروزگاری حضورفیزیکی درنبرد تنها راه برای ابراز دشمنی بود اما امروز باتوجه به وجود مسائل دیپلماتیک پیچیده، تغییر معیارها والگوهای زندگی وایجا نیازهای جدید شکل وابعادنبردهارابسیار گسترده تر کرده است وشاید اکنون در دور ترین نقطه از نبرد میدانی بشود به بهترین شکل جنگید البته این نیاز به دانستن ابعاد ودریافتن نقاط ضعف حریف وهمینطور گاها داشتن معلومات علمی بالادارد.که امروزبه حمدا... در ما بسیار دیده می شود.
برخی ازاین راه ها ونقاط ضعف ها را به اختصار می توان چنین برشمرد:
-تحریم:موضوعی که این روزها بسیاربرآن سفارش می شود وباعث واکنشهای جالبی دربین مردم،مسئولین،علما،فرهیختگان وغیره...گردیده موضوع انواع تحریم هاست که مهمترینشان تحریم سیاسی واقتصادی است .ازآنجایی که تحریم سیاسی درحیطه اختیارات ما نمی باشد ودر بدنه دولت به جد پی گیری می گرددلذا ازآن صرفه نظر می کنیم ولی تحریم اقتصادی باتوجه به دو بعدی بودن آن یعنی اختیار درحوزه دولت وهمینطور مردم با توجه به مطلع بودن از پی گیری های مجدانه دولت ومجلس وظیفه ای بسیار مهم برعهده ماست که اگر به صورت منسجم ازسوی مردم پی گیری شود وهمینطورتعمیم آن درخارج ازمرزها که طبعا با اقدام مردم ما به آن سوی مرزها نیز سرایت پیدا خواهد کرد نتیجه ای بسیارشگرف دراین حوزه دریافت خواهیم کرد.لذا درمرحله اول شناخت این محصولات بسیار ضروری است که دراین بخش تلاش های بسیار خوبی توسط بعضی نهادها ،رسانه هاوهمینطور وب سایتهای دولتی وخصوصی صورت گرفته که قابل تقدیر است وهمینطور قابل دسترس برای همه .اما این انتقاد که دراین زمینه نیز یک کار کامل وتجمعی صورت نگرفته نیز وارد است که امیدوارم درآینده ای نه چندان دور این امر صورت پذیرد.
-ارسال کمک های مالی:این روزها غزه باتوجه به شکل خاص منطقه ایی ومحاصره کامل زمینی ودریایی ونیز بسته شدن تنها گذرگاه آن توسط کشور مصر، به مدت چندین ماه در محاصره کامل غذایی،دارویی وغیره قرار گرفته است که این خود نیز برآلام مردم مظلوم آن بیش از پیش افزوده است وهمین شکل خاص جغرافیایی وبی ثباتی وحضور دائم نیروهای صهیونستی وبمباران های بی وقفه شان درمنطقه غزه ،کار کشت وتولید رانیز برای این مردم نا ممکن کرده است وطبیعی است که درشرایط فعلی نیاز مبرم به کمک های خارجی محسوس است ومانیز این وظیفه بیشتر از همه جا وهمه کس برگردنمان سنگینی می کند.امروز تردید برای کمک به غزه جایز نیست واین قلکهای کوچک وبزرگ ما هستند که برای تکه تکه شدن وفدا شدن برای کودکان بی پناه غزه لحظه شمار ی می کند.
-تلاش برای درخطر انداختن منافعه اسراییل:اگر قرارباشدمردم مظلوم غزه به خاطرجاه طلبی عده ای مزدور در خطر باشند پس بهتر است هیچ صهیونیستی در هیچ نقطه دنیا از تیررس ما درامان نماند .مسلما این کشور و حامیان مالی وسیاسی شان منافعی در دنیا دارند که به وسیله آن به حمایت ازاین کشور خود ساخته می پردازند. روانیست بیش ازاین آسوده باشند ودر راحتی وآسایش درسرسودای کشوری به پهناوری از نیل تا فرات بپرورانند.
چند روز پیش خبری منتشرشد مبنی بر هک سایتهای معتبر اسراییلی توسط هکرهای ایرانی که این اقدام باعث باز تاب خوبی درسطح منطقه ودنیا شد.وهمچنین اقدام متحصنین فرودگاه مهرآباد تهران جهت تعیین جایزه برای قتل حسنی مبارک که نمونه ای ازاین اقدامات بود.
تا اونجایی که من اطلاع دارم کارنامه خانم لیونی به تنهایی می تونه چند تا کتاب باشه البته با حذف جزئیات، جزئیاتی چون کشتن بسیاری ازمردمی که با وجودبیگناه بودن ناخاسته در تله های ترور موصاد کشته شدن.این خانم فوق العاده ارزشی از تئورسین ها وحتی مجری بسیاری از ترورهای موصاد است .
وبا عبور از نظریه بسیارمعروف صهیون که از ارکان مدیریتی اسرائیل می باشدیعنی پیشرفت این رژیم به هرنحو ممکن(!) می توانید موارد زیر را از ارزشهای جدیددنیای صهیونستی بپذیرید:
غصب زمین،آواره کردن مردم فلسطین به اقصا نقاط جهان،سرکوب مبارزات مردمی وکشتن آنها،دخل وتصرف درنقشه جغرافیایی خاورمیانه،ایجا کشوری نامشروع ،کشتن وحشیانه زن وکودک به مدت بیش ازشصت سال،منع حقوق مردم فلسطین برای داشتن حکومتی مردمی،تعرض به خاک همسایگان فلسطین،ایجاد جنگهای متعدددر منطقه،دخالت درامور سیاسی کشورهای منطقه،سلب آسایش ازمردم وحکومت های منطقه،ترور شخصیتهای مبارز عرب ومسلمان،ایجا بحرانهای اقتصادی اجتماعی در خاورمیانه،دستگیری وآزارو شکنجه بسیاری از فلسطینیان،اجرای ایده های وحشیانه ای چون تحریم ومحاصره غذایی ودارویی،...
ررررررررررررر
حق با شماست.حق مثل تیله ای که دادن دستت تاباهاش تنهایی تیله بازی کنی!
من کی اسرارکردم که صدامو باید بشنوی؟!
رررررررررررررر
واینگونه بودکه...
دست به قلم شدم یا نه بهتره بگم قلم به دست گرفتم. حالایکی بگه قلم چی هست همون که صفحه روسیاه می کنه ؟که چی بشه سیاه نمایی کنه ؟چی رو؟یا بهتره بگم کی رو؟!
حالابی خیال عصبانی نشو !!!
ازاول هم همینطوری بودم می نوشتم بدون اینکه فکرکنم.
می گفتم بدون اینکه به مخاطبم نگاه کنم
ببینم نکنه بخاطر همین باشه که موقعه صحبت کردن چشمامو می بندم؟!
یاموقعه نوشتن چندکلمه،سوار بال خیالم می شم اوج می گیرم واز نوشتن عقب می مونم.
چقدر عجولی دارم همشو برات اعتراف می کنم دیگه!فقط یه کمی بهم فرصت بده!
اونجا اون دورها می بینیش ؟نه نمی بینی.چون خودمم هنوز نتونستم ببینمش .
همون که شبیح ناقوس کلیسا هرچند لحظه یکی محکم می زنه به دیواره مغزم ویا مثل یه نوازنده انگشت می زاره لای تارهای اعصابم وتحریکش می کنه اونه که نمی زاره درست بنویسم
باورکن تقصیرمن نیست .